سلام ای غروب غریبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی...
خداحافظ ای شعر شب های عاشق
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه...
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمیمونی ای مونده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته...
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا...
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تا تو را تا نمیرد
اگر چشمه ی فارغ از غم نخشکد
اگر روزگار صدا رو نگیرد...
خداحافظ ای برگ و بار دل من
حداخافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای بهار همیشه...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 مهر 1388    | توسط: امیر حسین    | طبقه بندی: شعر،     | نظرات()