- یه روزی (کوروش کبیر ) پادشاه هخامنش خواست ببینه که مردمش البته در ???? سال بعد به چه اندازه قدر زحماتی که براش کشید می دونن به خاطر همین به لباس مبدلی در آمد و از چند نفر در مورد خودش سوال کرد((کوروش هخامنشی را می شناسید و در جواب :
 
?-مسئول روابط عمومی شرکت:((نمی دونم .....اّها ولی دیشب شبکه(صدای آمریکا) یه مرد رو پخش کرد که اسمش هخام ... هخا تو همین مایه ها بود))
 
?-پسرک سبزی فروش:((آره کوروش می شناسم ولی کوروش معدنی نه کشاورزی نه صنعتی ....که میگه:عشق من ...من تو ی هر لحظه بیاد تو بودم..........))
 
?-پسرک مدرسه ای:((اجازه آقا ....می دونم ...آها همون کسی بود که با مارکو چلو جزایر پانکراس فتح کرد.....در آخر عمر در صحرای کربلا در حالی که مشتان گره کرده داشت و می گفت :(یا خون یا خمینی) شهید شد!!!!!
 
?خانوم جوان رهگذر:((آقا تیکت قدیمی شده.اصل رو بگو(شماره و.....)راستی بابام نفهمه))
 
?-یه نفر افراط گرا:((ای طاغوت پرست....نعوذ به الله منم شیطان رجیم.....الان که دادمت دست اصول گراها آدم میشی ....چپی بی دین و ایمان))
 
نه مثل اینکه این شاه هخامنش عقیدشو عوض کرد و از فردا لباس امروزی تنش کرد

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آبان 1388    | توسط: امیر حسین    | طبقه بندی: طنز،     | نظرات()